خانه / حکایات و اشعار / داستان / داستان طنز و خنده دار مکالمه زن و مرد
   

داستان طنز و خنده دار مکالمه زن و مرد

داستان طنز و خنده دار مکالمه زن و مرد

داستان طنز و خنده دار مکالمه زن و مرد

چند مرد در رختکن یک باشگاه ورزشى مشغول لباس پوشیدن بودند که تلفن یکیشون که روى نیمکت بود زنگ زد.
 
مرد گوشى را برداشت، دکمه صداى بلند آن را فعّال کرد و شروع به حرف زدن کرد. توجه بقیه هم به مکالمه تلفنى او جلب شد.
 
مرد: سلام 
 
زن: عزیزم، منم. تو هنوز توى باشگاهى؟ 
 
مرد: آره 
 
زن: من الان توى مرکز خرید هستم. اینجا یک مغازه، پالتو پوست خیلى قشنگى داره که قیمتش سه میلیون تومنه. از نظر تو اشکالى نداره 
 
بخرم؟ 
 
مرد: چه اشکالى داره؟ اگه خوشت اومده بخر. 
 
زن: ضمناً از جلوى یک ماشین فروشى رد شدم. یک بنز۲۰۱۸  خیلى خوشگل گذاشته بود پشت ویترین. 
 
مرد: چند بود؟ 
 
زن: ۴۵ میلیون تومن 
 
مرد: باشه، بخرش. فقط مطمئن شو که دست اول باشه 
 
زن: عالى شد! آخرین چیز هم این که اون خونه‌اى که پارسال دیدیم یادته؟ صاحبش حالا راضى شده نهصدو پنجاه میلیون تومن بفروشدش. 
 
مرد: بهش بگو نهصد میلیون. فکر کنم قبول کنه. ولى اگه هیچ جورى قبول نکرد.پنجاه میلیون اضافه‌ش را هم بده. خونه خیلى خوبیه. 
 
زن: باشه. خیلى ممنون. دوستت دارم عزیزم. مى‌بینمت
 
مرد: خداحافظ! مواظب خودت باش. 
 
مرد تلفن را قطع کرد. بقیه مردها در رختکن باشگاه هاج و واج به او نگاه مى‌کردند و دهنشان باز مونده بود. 
 
مردى که تلفن را جواب داده بود لبخندى زد و پرسید: این تلفن موبایل مال کى بود؟!!

 

 

داستان طنز و خنده دار مکالمه زن و مرد,داستان,داستان جدید,داستان خنده دار,داستان جدید و خنده دار,داستان ته خنده,مکالمه طنز زن و مرد,داستان طنز,داستان طنز جدید,داستان های طنز و خنده دار,داستان جدید ته خنده,قصه,قصه خنده دار,قصه جدید و خنده دار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *