سرخط خبرها
خانه / حکایات و اشعار / داستان / پـند آموز / داستان جدید_من میخواهم فاحــ ــشه شوم
saat mochi saat mochi خرید هدیه ولنتاین,مدل هدیه ولنتاین,هدیه ولنتاین 2017

داستان جدید_من میخواهم فاحــ ــشه شوم

داستان جدید_من میخواهم فاحش  ه شوم,داستات,داستان جدید ۹۳,داستان تاثیرگزار ۹۳,داستان جدید تاثیرگزار,داستان جالب,داستان ۹۳,داستان تکاندهنده,داستان جدید تکاندهنده,داستان های جدید ۹۳,انشا,داستان انشا

34878.png

انشای تکان دهنده یک دختر ۱۰ ساله : میخواهم فاح شه شوم……

34878.png

من تا چند سال گذشته میخواستم شغل مادرم را انتخاب کنم مادرم پرستار است ولی پدرم با شغل مادرم مخالف است او میگوید که این شغل مناسب نیست چون هم کارش سنگین است هم شب کاری دارد ولی این نظر مربوط به چند سال گذشته است و حالا نظرم عوض شده و میخواهم فاح -شه شوم نمیدانم فاح-ش-ه دقیقا چه شغلی دارد ولی میدانم که شغل خوبی است …زن همسایه ما فاح -شه هست همه زن های محل پشت سرش حرف میزنند و اصلا از او خوششان نمی آید و نمیگذارند بچه ها و حتی شوهرشان به او حتی نگاه کنند …ولی من نمیدانم که چرا اینطور است زن همسایه خیلی شغل خوبی دارد او همیشه شب ها با مردان زیادی جلسه دارد و همیشه هم جلسات او تا نصف شب طول میکشد خیلی برایم جالب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد و حتی بعضی از روزها هم مردان مختلف و ثروتمندی به دنبال او می آیند و او را با خود میبرند حتما آن جایی هم که میروند باز هم جلسه مهم دیگری دارند …زن همسایه خیلی ثروتمند است او هر چند وقت یکبار ماشینش را عوض میکند او مرتب لاک میزند و آرایش و خلاصه خیلی مرتب است دیگر نمیدانم چرا هیچکس او را دوست ندارد …چند روز پیش تولد زن همسایه بود او کادو های زیادی از کارمندان مدش گرفت من به پدرم گفتم که امروز تولد زن همسایهه است و او گفت که میداند …پدرم هیچوقت تولد مادرم را به یاد نداشت یک روز که از مدرسه بر میگشتم و مادرم هم سر کار بود دیدم که پدرم از خانه زن همسایه بیرون آمد …من از پدرم پرسیدم که آنجا چیکار میکردی ولی به جای جواب یک سیلی به گوش من زد …شاید پدرم هم یکی از کارمندان زن همسایه شده باشد …خلاصه با وجود همه این ها من میخواهم شغل زن همسایه را انتخاب کنم ….
امیدوارم که پدرم مثل شغل مادرم باشغل من مخالفت نکند….

داستان جدید_من میخواهم فاح-شه شوم,داستات,داستان جدید ۹۳,داستان تاثیرگزار ۹۳,داستان جدید تاثیرگزار,داستان جالب,داستان ۹۳,داستان تکاندهنده,داستان جدید تکاندهنده,داستان های جدید ۹۳,انشا,داستان انشا

سوییشرت و هدیه ولنتاین 2017

همچنین ببینید

حکایت پادشاه و کنیزک_داستانی عبرت آموز

پادشاه قدرتمند و توانایی, روزی برای شکار با درباریان خود به صحرا رفت, در راه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *